اتــاقِ تــــنهاییــــــِ من

اتــاقِ تــــنهاییــــــِ من , قبــله یِ بی خـــانِمـــانِ من اســت ...


آن زَمان کـــه دُنیــا را می گـُـذارم کِنـــار زانـــوهایــَم را بَغــل می کنم ..!


و ...


مــرگِ تدریـــجیِ ســـایــه هــایی که روی دیـــوار می رقـــصــــند ....


کُنــج اتــاق هم اَجـَـل امانـِشـــان نمی دهــد...!


دیـــوارهــا جِــلو میکشـــند تا قبــله ام را تنگ تر کنــنــد ;


افــســوس ,که فــقـط قـاب ِ عـکس تو را به من نــزدیـک تر می کنــند !

تــ‌ـو... !

░♥░♥░♥░♥░♥░♥░♥░♥░♥░♥‚3√ةا

تــ‌ـو... !

آره بآ تواَم ... !

تویـﮯ ڪہ نمیذارﮮ آب تو دل عـشــقــت تکون بخورهـ ...

تویـﮯ ڪہ بـہ ـخاطر ِ ♥ ِ کوچیکِ زنونش ...

درحضور ِ هم جنسـآش یــہ جورﮮ هواشُ دارﮮ ڪہ

دلشُ قرص میکنـﮯ ... !

بـہ رفتار ِ مـردونـہ َت ادامـہ بدهـ ...

مـن جاﮮ معشوقـہ َت از تـو ممنونم ... ./

مـرحبـآ بِ تـــو . . / .

░♥░♥░♥░♥░♥░♥░♥░♥░♥░♥‚3√ةا

سختـ میگذرد ولی میگذرد.

سختـ میگذرد این روزـهآ ...

ڪﮧ قرـآر استـ از [تــو ]

ڪﮧ آرـآمـ جآن لحظه ـهآیمـ بودﮮ

برـآﮮ دلمـ یڪ [انسان معمولـﮯ] بسآزمـ ...!!!

کاش!

کـاش مـی فـهـمیـدی ....



قـهـر میـکنم تـا دسـتـم را مـحـکمتر بگیـری و بـلـنـدتـر بـگـویی:



بـمان...



نـه ایـنـکـه شـانـه بـالا بـیـنـدازی ؛



و آرام بـگویـى:



هـر طور راحـتـى ... !

میخواهم بروم برنگردم..........!!!

به جان چشمانت قسم:
اينبارآنچنان رفتني ام كه...كاسه هاي آب راقسم دهي،نه آن روزهابازميگردند...و نه من...!

چه سخته...

چه سخته میخندی ولی چشمات پر از اشکه..خودت رو غرق اون کردی ولی اون از پیشت رفته..

چه سخته وقتی میبینی عشقت پیش روت میره..میخوای داد بزنی اما یه بغضی تو گلوت گیره..

چقد سخته ک عشق تو به ظاهر عاشقت باشه..ولی پای یکی دیگه کنار ردپاشه..

چقد سخته به یاد اون تو هرشب زیر بارونی..ولی اون تو اغوش یکی دیگستو میدونی..

تو عاشقی؟؟؟؟

تو عاشقی؟؟؟؟

عاشقی یعنی زجر کشیدن

عاشقی یعنی شکست خوردن

عاشقی یعنی خیانت دیدن

عاشقی یعنی تا ته خط عشق رفتنو تو دره افتادن

عاشقی یعنی برای عشق مردن

عاشقی یعنی جون دادن برای کسی که دوستش داری اما

حتی یه نگاهی هم بهت نمی ندازه........

عاشقی یعنی در حسرت نگاه و کلام عشق موندن

عاشقی یعنی سوختن برای این که از طرف مقابلت بشنوي دوستت دارم)

عاشقی یعنی تحقیر شدن اما به خاطر عشق تحمل کردن

عاشقی یعنی گریه کردن:اشک ریختن

عاشقی یعنی انتظار

عاشقی یعنی به عکس عشق نگاه کردن و افسوس خوردن

عاشقی یعنی بی حوصلگی،حتی حال نداری نیم متر اونطرف تر بری

عاشقی یعنی ته ته ریسک کردن

عاشقی شجاعت می خواد...............من عاشق نیستم چون شجاع نیستم....

تو عاشقی؟؟؟؟؟؟؟

 

                                                معصومه جون...

 

 شنیدم داری ازدواج میکنی ؟؟؟!!

 

دختر :شنيدم داري ازدواج مي کني .. مبارکه.. خوشحال شدم شنيدم..
پسر :مرسي..انشاالله قسمت شما..
دختر:مي تونم براي آخرين بار يه چيزي ازت بخوام؟
پسر:چي مي خواي؟
دختر:اگه يه روز صاحب يه دختر شدي مي شه اسم منو بذاري روش؟
پسر:چرا؟مي خواي هر موقع که نگاش مي کنم ..صداش مي کنم درد بکشم؟؟
دختر:نه..آخه دخترا عاشق باباهاشون مي شن..مي خوام بفهمي چقدر عاشقت بودم ..

                                                              معصومه جون

 

 

 

 

 

رفت............


گفتم:میری؟
گفت:آره
گفتم:منم بیام؟
گفت:جایی که من میرم جای 2 نفره نه 3 نفر
گفتم:برمی گردی؟
فقط خندید.....


اشک توی چشمام حلقه زد
سرمو پایین انداختم
دستشو زیر چونم گذاشت و سرمو بالا آورد
گفت:میری؟
گفتم:آره
گفت:منم بیام؟
گفتم:جایی که من میرم جای1 نفره نه 2 نفر
گفت:برمی گردی؟
گفتم:جایی که میرم راه برگشت نداره
من رفتم اونم رفت
ولی
اون مدتهاست که برگشته
وبا اشک چشماش
خاک مزارمو شستشو میده .

تلخه...

بودنت روبه تلخي ميكشد.نبودنت اما...
روبه"مرگــــــــــ"...شايد!
يادحرف مادربزرگ ميافتم...
"ميدونم تلخه ولي بايدمثل دوابخوريش"

نپرس!

 

 

 

 

گفته بودم دوستت دارم؟


دنبال وجهی می گردم
که تمثیل تو باشد
زلالی چشم هات
بی پایانی آسمان
مهربانی دست هات
...
نوازش گندمزار
و همین چیزهای بی پایان
.
نمی دانستم تنهاييت
قلبم را مچاله می کند
نمی دانستم وگرنه
از راه دیگری
جلو راهت سبز می شدم
نميدانم تولد دوباره ای، فکری
دوباره اي تا
در شمایلی دیگر
عاشقت شوم
.
گفته بودم دوستت دارم؟

من اومدم تا نزارم حتي براي يه لحظه احساس تنهايي كني .

 

انتخاب كن ...!!!

 

حالم خوب نيست . يه بغضي گلومو گرفته  كه نه ميتونم قورتش بدم نه ميتونم بريزمش بيرون . قورتش نميدم چون ميترسم خفم كنه . نميريزمش بيرون چون ميترسم رازمو پيش همه فاش كنه .

احساس بديه وقتي مجبور بشي بين بدو بدتر يكي رو انتخاب كني . تو بگو چيكار كنم . تويي كه عشقمي. وجودمي .  نفسمي . تو بگو چيكار كنم . گوش شنيدن حرفامو داري ؟

 يا  اينكه تو هم مثل بقيه ....

انتخاب كن . بگم ؟ اون بغضي كه راه گلومو سد كرده و نميزاره هيچي بگم ، يه عشقه . يه دوست داشتن .  عشقي كه نميزاره حتي براي ثانيه اي به چيز ديگه اي فكر كنم . عشقي كه  احساساتمو به بازي گرفته و داره خفم ميكنه. عشقي كه داره ديوونم ميكنه . واي خدا !

 اشكه  چشمام امون نوشتن رو بهم نميده . حس مردن دارم . اگه قرار نيست بهت برسم ، تو مال من باشي ، پس بهتره بميرم .

دست راستتو بزار رو قلبت ، چشاتو ببند ، يه لحظه فكر كن . اگه حس كردي تو قلبت جايي واسه من هست و دوستم داري و لياقت دوست داشتنتو دارم ، گريه كن . حتي شده اشكي   بريز . اما اگه احساس كردي هيچ حسي بهم نداري  ، بخند و از ته قلبت براي مردنم دعا كن .

دوستت دارم . چه باشي ، چه نباشي .

درست حدس زدي . حرف دل  خودم بود ...                                معصومه جون

 

 

 

 

 

نپرس...

ازدلم،هیچ نپرس...
همین"چه خبر"...
همین "چه میکنی این روزها"...
همین که"حالت چگونه است"...
همین که...
سوال بدی است.

خیلی سخته.....

چقدر سخته گل آرزو هاتو ، تو باغچه ی دیگری ببینی ..
و هزار بار تو خودت بشکنی و ...
آروم زیر لب بگی :
گل من ..
باغچه ی نو مبارک....

.!.!.!

تنها باشي..................
روز تعطيل باشد.....................
غروب باشد..................................
باران هم ببارد..........................................
آنوقت احساس مي كني " بلاتكليف ترين " آدم دنيا هستي.....................

قانعم...

قانعم!!
او قسمت من نبود!!
مال مردم بود!!
قربان دلم
كه مال مردم خور نيست...

آدمها !

بَــــد حــــال نیستـــم !!!
امـــــا ...
آدمهـــــا
بَــــد حــــالم رامیـــگیرند !!!

بترس.

تا دیروز دستانت مرا گرم میکردند اکنون که میروی نگران یخ زدنم نباش بترس از اتش تـــــــــــــــــــــــــــــــــنـــــــــــــــــــــهــــــــــــــــــــایـــــــــــــــی که مرا خواهد سوزاند

.....ـــــــــــــ بعـضـی وقـت هـا ـــــــــــــــــــ.....

بعـضـی وقـت هـا
بـعـضـی هـا
"بـے صـدا" ا ز زنـدگـیَـت مـی رونـد ;
" بـے خـداحـافـظـے "
بـا پـای ِ "بـرهـنـه"
روی ِ "نـوك ِ پـا "
"پـاورچـیـن ... پـاورچـیـن"
تـا مـبـادا صـدای ِ "تـق تـق" كـفـش هـاشـا ن
آگـاهـت كـنـد از رفـتـنـشـا ن . . .

اینم شد فال....

نـــه مــُـژده اى

نـــه مـَسیحـــا نفــســے

نـــه آمــَـدنــے…!

این شــد کــه بــه فـــال بــے اعتـِـمــاد شـــدم..!

حکایت ما آدم ها …

حکایت ما آدم ها …

حکایت کفشاییه که …اگه جفت نباشند …
هر کدومشون …هر چقدر شیک باشند …هر چقدر هم نو باشند
تا همیشه …
لنگه به لنگه اند …
کاش …
خدا وقتی آدم ها رو می آفرید …
جفت هر کس رو باهاش می آفرید …
تا این همه آدمای لنگه به لنگه زیر این سقف ها …
به اجبار، خودشون رو جفت نشون نمی دادند…

لعنتی...!!

لعنتی...!!
سلام مرا به غرورت برسان وبگو:
بهای قامت بلندش تنهاییست......

باور کنید...

باور کنید که فراموشش کرده ام ...

اما نمی دانم چرا ...

بعضی وقت ها ...

همین که اسمش را می شنوم ...

بی اختیار خاطره از چشمم فرو می ریزد .!.!.!

چگونه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چگونه میتوانندبا دیگرى بخوابند..؟!

من بالشم عوض میشودخوابم نمیبرد

شاید

دوتا سیگار اخرپاکت رو پشت به پشت بکش...
شاید سیگار آخر کمتر تنهایی بکشه...

این روزها..

این روزها شیشه شدم !!!
زود میشکنم
اما
ناجور می برم !!!!

نبودنت!

نبودنت مثل تمام کردن سیگاراست/

درنیمه شبی برفی

/وقتی دکه های شهربسته اند...

آدم ها مثل...

آدمـــــــا مثـــــــل عکــــــــس هســـــــتن...


زیــــــــادی که بزرگشــــــون کنی


کیفیــــــــــتشون میـــــــاد پاییــــــــن!

گاهی ...

گــاهـــے


پـــــروانــه ها هــــم


اشـتـبــاه عـــاشـــــق مـــے شـــونــــد


بـجـای شــــمــع


گــــرد ِ چـــراغــهای


بــــے احســـاس ِِ


خـیـابـــان مـــے میـــرنـــد...

دوست دارم

█▀▀❤▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀❤▀▀█
█♥█قــَــــ‌دَمـْ زَدَن بــا تــــ‌و رآ ،█♥█

█♥█ح‌تـے دَر کوچـ‌ه عـَ‌لے چپ█♥█

█♥█ دوســ‌تــْـــــــ دآرَمــــــْ ...█♥█
█▄▄❤▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄❤▄▄█

بیـــــــ انــــــــصـــــــــــافــــــــــــــــــ

اسممو از زندگیت پاک کردی ........

شماره مو از رو گوشی دیلیت کردی .....

خودت رو از نگاهم دزدیدی .....

بی انصاف همه ی اینا فدای سرت .....

فقط خواستم بدونم وقتی تنهایی ....

کسی هست دلداریت بده یا نه ؟؟؟

هنوز هم نگران تنهایی و دلتنگیت هستم .....

خدا....................

خدایـــــــــــــــا......
میشـــود
بـــارانـــ ببــــــارد؟
این بغـــــــــض
ب تنهایـــــــــی
پاییـــــــــن نمی رود......

دنیا..!

تو و ضمیرهایت دیگر به كارم نمی آیید......
 
دنبال سوم شخص غایب می گردم!