تناقض...........


دچار تناقض عجیبی شده ام...
مرگ حقه
حق گرفتنیه
اما...
خودکشی گناهه!!!

نميترسم...


نــه از تنهــایــی مــی‌تــرســم،

نــه از تنهــا مــانــدن!


تــرســم از

تنهــا بــودن،

در كنــار دیگــری ســت . . .

تنها که باشی...

تنها که باشی...
همه جا ساکت است...
و زننده تر از صدای قلبت در آن لحظات...
جیغ سیگارت از سوختن توتون های خشک فراموش شده است..

به جهنم كه رفت

براے خوבتـ زنـבگے ڪـטּ و لذت ببر ،

بہ جهنم ڪہ رفتـــ ؛

بے لیاقت بوב .

ڪسے ڪہ تورا בوست בاشتہ باشـב ،

با تو میمانـב و

براے בاشتنت مے جنگـב...

امـا اگـر בوسـتت نבاشتہ باشـב ،

بہ هر بهانہ اے میروב...

رفتــــ (؟)

حــــآلـا دیــگــﮧ بہ בرڪــ ...!

درد يعني...

دَرد یـَ ـعـ ـنی :

مُـ ـدَتـ ـی هَسـ ـتـ کهـ نـ ـیسـ ـتـ...


زَمینـ خَمـ ـیـ ـازه ای بـ ـکـ ـش زیـ ـرپای مَـ ـن فَـ ـقَـ ـط هَـ ـمـ ـینـ

خاطراتـ

خاطراتـ آدمـ مثلـ یــہ تیغـ کند میمونــہ

کــہ رو رگتـ میکشے

نمیبرهـ

امـا تـا میتونــہ زخمیتـ میکنــہ....

چانهـ نزنـ

بسـاط ڪَــرבه اَمـ . .

و تَمآمـ نَـבآشتہ هآیمـ رآ . . .

به פـَرآجـ گذآشته اَمـ . . .

بے اِنصآفـ چآنہ نَزטּ . . .


פـسرتـ هـآیَمـ . . .

بہ قیمَتـ عُمرمـ تَمآمـ شُـבه

خدایا__یادت هست؟

خدایا___یادت هست؟
دستشوگرفتم آوردم پیشت گفتم من فقط اینو میخوام
گفتی اینکه خیلی کمه بهتر از اینو برات گذاشتم کنار
پامو کوبیدم زمین و گفتم من همین و میخوام
گفتی آخه نمیشه قول اینو به کسه دیگه ای دادم
خداجون دمت گرم تنهایی رو دادی به من

آخه نوکرتم ..........ما که مثل خودت نمیشیم

 

يه وقتاييـــــ


هميشه نمي شود زد به بي خيال و گفت:
تنهـا امده ام؟
تنهـــــــا مي روم...
يک وقت هايي شايد حتي براي ساعتي يا دقيقه اي...
کم مي آوري
دل وامانده ات يک نفر را مي خواهد