اه.......

اشــتــبـــــــاهـــــــــم ایــن بـــــــــــود . . .


ڪــــــــــﮧ بـــــــــا دیــــــــــدن اولــیـــــــــن دل . . .


حـــڪـــــــــــــم ڪــــــــــــــردم

₪ می خواهی قضاوتم کنی ؟

₪ می خواهی قضاوتم کنی ؟

 کفش هایم را بپوش

 راهم را قدم بزن

دردهایم را بکش

سال هایم را بگذران

 بعد قضاوت کنــــــــ  ₪

هی

حـــــــــرفها سه دسته هستند:

گفتنـــــی ها...... نوشتنـــــــــــــی ها....... و قـــــــــــــــورت دادنی ها

دوتای اول سبکت می کنند و سومی سنگـــــــین.

تقدیم به همسر عزیزم

کسے مرا درک نمـے کند!
وقتـے از عطر تنت...
هرم لبانت ......
صـدآےزنانه ات
گرماے وجودت...
آرامش دستانت..
مهربانـے نگاهت ...
مـے گویم....
هیچ کس نمـے فهمد ... چـﮧ حسـے دارم!
چوטּ تنها "مـטּ " "تو " را با تمام وجودم لمس کردم!
چوטּ تنهـآ مـטּ دیوآنـﮧ وآر عآشقت هستـم...

بعضی وقتا...

بعضی وقتـــــــا مشکل از خود ماست ...

واسه کسی که یه قدم واسمون برمیداره,

دو کیلـــــــــــومتر پیــــــــاده میریم ...

دلخوشم به این حماقت شیرین...

فقط باش...
همین که هستی کافیست...!
دور از من.....!
بدون من....!
چه فرقی میکند؟؟؟
گل میخری!! خوب است!!
برای من نیست؟!
نباشد!!!
همین که رختمان زیر یک آفتاب خشک میشود کافیست.....
دلخوشم به این حماقت شیرین...

نمیدانستم

خدا پرسید میخوری یا میبری؟
و من گرسنه پاسخ دادم میخورم
چه میدانستم لذت ها را می برند، حسرتها را می خورند … ؟

خاطرات

بــارآטּ ڪـــ ﮧ بنـــ ב بیــآیـــ ב

چیــ ــز ے تمــآ Ґ نمے شــو ב

تـــآزهــ . . .

خــآطرهــ شــروع مے ڪـــنــ ב بـــﮧ چــ ـڪـــ ﮧ ڪـــر ב טּ

من . . .

میکشد...
میکشی...
میکشم...
او ناز تورا...
تو عشق او را...
و من...
فندکم کجاست؟؟؟!!

من . . .

میکشد...
میکشی...
میکشم...
او ناز تورا...
تو عشق او را...
و من...
فندکم کجاست؟؟؟!!

رفتی به درک …. لیاقت ماندن نداشتی..

آنقدر مرا از رفتنت نترسان
قرار نیست همیشه بمانیم

روزی همه رفتنی اند
ماندن به پای کسی معرفت میخواهد نه بهانه
حالا میگویم بلند میگویم
رفتی به درک …. لیاقت ماندن نداشتی..

کاش . . .

می روم...به کجا؟
نمی دانم ....حس بدی ست... بی مقصدی!
کاش نه باران بند می آمد... نه خیابان به انتها می رسید....

میــخندے ..؟

روزگـــــار ...
میــخندے ..؟
کمےحـرمت نــگه دار ...؛
مــگر نمی بینے سیاهپوش آرزوهایـــم هستم‎ …!

گذشت.!.!.!

آن روزها که با تو بودن برایم آرزو بود

تمام شد !

امروز با تو بودن

یا نبودن فرقی ندارد...

سیگار باشد یک خیابان و برگهای زرد پاییزی...

من میروم تا دود کنم هستی ام را ....!!!

رفت.........

رفت بدون خدا حافظی...

شاید می دانست بی او حتی نمی خواهم خدا هم نگهدارم باشد...

سلامتي...

سلامتي سه تن:

 ناموس

و

 رفيق

و

 وطن

سلامتي سه كس:

 زندوني

و

 سرباز

و

 بي كس

ســــــــــــــــــــــــيـــــــــــــــــــــــــگـــــــــــــــــــــــــــــــار

میگن سیگار به آدم آرامش میده!

کاش یکی پیدا میشد بتونه قد یه نخ سیگار باشه …

*************************************
بعضی آدما باید مثل پاکت سیگار

برچسب هشدار داشته باشن تا فراموش نکنی

که دوست داشتنشون از درون نابودت می کنه …

آره ديگه درد همينه....

»»»
زخما خوب می شن
جاشونم کم کم از بین میره...
ولـــــی یه زنگـــ تلفن
واسه برگردوندن تموم دردا بسه...
«««

هه

ایــن روزا فقــط میشـه بــه عــزرائیــل اعتــماد کــرد

چــون حـداقـلش اینکــه قصــد و نیتـش مشخصــه !

حکــــم اعــدام بود ...

اعدامـــی لــحظه ای مـــکث کــرد و بـــوسه ای بر طنــاب دار زد

دادســتان گفت:

صـــبر کنید آقــای زنــــدانــی این چــــه کـــاریست !؟؟

زنــدانی خـــنده ای کــرد و گفت :

بیچـــاره طـــناب نــمیزاره زمـــین بیفتم ،

ولی آدم ها !!!!! بدجـــور زمــینــم زدن !..............