هی

راستش را بخواهی دیگر منتظر آمدن تو نیستم
منتظر رفتن خودم هستم
قلبم پیرزنی هفتادساله است...
زانوهایش درد میکند

" شکستــم " ...

وقتـی همیــن چنـد روز پیــش بهــم گفتـــ :

"دیـر رسیــدی"

دآرم ازدوآجــ می کنــم !!!!!!!!

بـآ تبسـمی ظـآهــری کــ ه نـآخــودآگـاهـ

روی لبـآن کمــرنگـــ شـده نـآشـی از بُهـتـم

نقـش بستــــ ، گفتــم :

خـوشبختــــ بشـی عشـقــم ...

ولـی کـآش می تـونستــم فـریـآد بـزنــم :

بـآ این حرفـتــــ بــ ه یکبـآرهـ شکستــم !!


" شکستــم " ...

درد دل كه ميكني اين ميشه...

درد دل که میکنی؛
ضعفهایت،دردهایت، را میگذاری تو سینی.
و تعارف میکنی که هر کدامش راکه میخواهند بردارند..
تیز کنند
تیغ کنند...
و بزنند به روحت....

خدایا خودت قبولش کن !!

دو رکعت گریه
برای خاطره هایم
یک قنوت سکوت
برای یادت
دو سجده بی قراری
برای عشق برباد رفته
یک تشهد
برای مرگ دلم
خدایا خودت قبولش کن !!
 

آهاے مُخاطَب..[!]

آهاے مُخاطَب..[!]

یا تو ڪہ از ڪـنارґ رَב میشے تو خیابوטּ

آهاے غَریبـﮧ

با نِگاه هاے سَنگینِت

طَعنـﮧ نَـزטּ

مَگـﮧ تنـہا نَـבیـבے؟؟

مَنمـ یـﮧ روز عزیزِ בلـِ یـڪـے بوבґ

باوَر ڪـن …
 

خیانت....!

آنقدر نیامـدی که دســت به خــیانـــت زدم ...

پاتـــوقِِِِ مان همــان جــای همیشــــگیـــــ است .....
.
.
.

با * خیالــــتـــــ *دستـــ به یکـــــی کرده ام ;

او مـــرا می بــرد به گذشــــته .....

من هم برایــش خــاطِــ ـ ـ ـ ـــره می بافــــم ....

فـــال قهــــوه میزند و نــفــــرین میکند !

نمیـــداند که ...

من می نوشــــــم فقط به سلامتیــــــــ ِ خودتــــــــــ ! ..